ما تنهایمبه این دلیل که فکر میکنیم حقیقت در انحصار ماست ، شاید فروشنده دست فروشی با دستهای پینه بسته با صورتی منتظر، چیزی راجع به جهان و عشق می فهمد که من و ما با دستهای پُر و سَری رو به آسمان حتی نمی توانیم تصورش را کنیم. کاش آدمها هر هفته کنار هم جمع می شدند و درباره اینکه "چی رو نمی دونیم؟" حرف می زدند...اینکه گمان کنیم همه حقیقت نزد منه ، موجب میشه که تعلقی بین آدمها شکل نگیره و چطور باب گفتگو و چراغ های رابطه رو خاموش می کنه ...می دونید ما...تنهایم بخاطر یقین های که نداریمبه خاطر چیزهای که شاید انقدرها یقینی و قطعی نیستند-------------------این چهارشنبه هم گذشت ، نه با یک نخ ،با یک پاکت سیگار...
برچسب:
نویسنده: آدرین حسینپور
تاريخ: سه
شنبه
13 دی
1401 ساعت: 20:33